تبليغاتX
عروسی خون

عروسی خون

دلم می خواهد کسی بغلم کند.موهایم را که به خون های لخته شده ی پیشانیم چسبیده اند را کنار بزند.صورتم را در دستهایش بگیرد.روی کبودی های تنم دست بکشد.کمرم را آرام ضرب بگیرد.مرا به سینه اش فشار بدهد.دلم می خواهد روی دستهای خون مرده ام بغض کند.دستهایم را ببوید...ببوسد... سرانگشتان سردم را روی لب هاش بگذارد و نفسش را به انگشتانم بدمد...

تعبیر واژه های چند سال پیش را وحشت میکنم...کاش میتوانست این من داستانی از نو بیاغازد....

حرف آخر:هیچ...تمام شد اینجا هم...رفتم دیگر...دلم نمی آید عروسی خون را پاک کنم.شاید برای غم عزیز و خاطره هایش....

+ نوشته شده در  شنبه 9 تیر1386ساعت 15:6  توسط گلی  | 

زیر دوش حمام که خیس می شوی حسنی که دارد این است که جز به هیچ به چیز دیگری فکر نمی کنی...می آیم و می ایستم روبروی آینه ی بخار گرفته...انقدر می ایستم تا بخارش خودش پاک شود... نیمتنه ی لخت خودم را می بینم...بازو هایم را...سینه هایم را...سمیرا همیشه می گفت هر بار که از حمام می آیی سینه هایت را باآب سرد بشور تا سفت و خوش فرم شوند...یاد آن مردک می افتم...دستم را روی سینه هایم میگذارم...خب من تا به حال به سینه ی کسی دست نزدم و نمی دانم سفت یعنی همین یا بیشتر یا کمتر...یاد آن مردک می افتم...سمیرا میگفت سینه هایی که صورتی کم رنگ هستند قشنگ ترند...باز نگاه می کنم به سینه هایم در آینه ی نمناک...مطمئن نیستم...تاپ مشکی ام را از رو سبد بر می دارم و تنم می کنم...کمی از تنم را پوشانده...کمی از سینه هایم را...پریسا می گفت این تاپ تو تنت محشره...یاد آن مردک می افتم...پریسا می گفت با یک دامن تنگ مشکی خدا می شود این تیپ...آذر می گفت بین سینه هایت جان می دهد برای خالکوبی...می خواهی خودم برایت خالکوبی کنم...یاد آن مردک می افتم....تاپم را در می آورم...لباس خواب مامان را می پوشم...لباس خواب خیس است و می چسبد به سینه هام...یاد آن مردک می افتم و فحش را می کشم به همه...جیغ می کشم در حوله ام و گریه می کنم...یاد خودم می افتم و وجودم و تفکراتی که از تنم ساطع میشود...خسته ام...

پ.ن:به دلایلی این پست را دوباره آوردم...دلایلم صرفا شخصی نیستند!احمق ها با دقت بیشتری بخوانند!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 تیر1386ساعت 0:17  توسط گلی  | 

حالم را بد می کنید...خیلی بد...همگی تان به درک...همین...
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 تیر1386ساعت 0:11  توسط گلی